فقیر – بیچاره انجمن ایران فرهنگ اسلامی

فقیر – بیچاره: انجمن ایران فرهنگ اسلامی افغانستان افغانستان خانه ادبیات افغانستان جایزه ملک الشعرا بهار

گت بلاگز اخبار اقتصادی و بازرگانی کشورداری را با عوام‌داری اشتباه گرفته‌اند / شیرکوند

یک کارشناس اقتصادی می گوید: «واقعیت انتخابات نشان می دهد که اصلا ورود در این انتخابات، عالمانه نیست و بعضی کاندیداها متوجه نیستند که می خواهند یک کشوری را اداره

کشورداری را با عوام‌داری اشتباه گرفته‌اند / شیرکوند

شیرکوند: کشورداری را با عوام داری اشتباه گرفته اند

عبارات مهم : ایران

اقتصاد را نمی شود با اعانه اداره کرد | با اقتصاد علمی برخورد نمی کنند

یک کارشناس اقتصادی می گوید: «واقعیت انتخابات نشان می دهد که اصلا ورود در این انتخابات، عالمانه نیست و بعضی کاندیداها متوجه نیستند که می خواهند یک کشوری را اداره کنند.»

کشورداری را با عوام‌داری اشتباه گرفته‌اند / شیرکوند

مریم فکری: در میان وعده های انتخاباتی که این روزها از نامزدهای ریاست جمهوری شنیده می شود، زیاد کردن چند برابری یارانه نقدی بیشترین توجه ها را به خود جلب کرده هست. بعضی این سیاست را عوام گرایانه و بعضی دیگر، آن را ابزار مورد نیاز جهت برقراری عدالت در جامعه می دانند. جدا از جدال های سیاسی، از نگاه تحلیلگران، ارائه تحلیلی اقتصادی جهت این عنوان راحت هست. به عبارتی، اگر این وعده با توجه به شرایط جاری اقتصاد توجیه پذیر باشد، سیاستی عدالت خواهانه و اگر تنها جهت کسب آرای نیازمندان بیان شود، سیاستی عوام فریبانه است.

در این خصوص و با توجه به شرایط کنونی اقتصاد کشور، سعید شیرکوند، اقتصاددان می گوید: «برخی کاندیداها متوجه نیستند که می خواهند یک کشوری را اداره کنند. این در حالی است که هنگامی که یک فرد می خواهد کشوری را اداره کند، در وقت کاندیداتوری و اعلام رسمی مواضع خود، باید برنامه های دقیقی را عرضه و بیان کند.» به باور شیرکوند، «متاسفانه کشورداری با عوام داری اشتباه گرفته شده است هست. دولت که بنا ندارد جهت مردم دلبری کند، بنای دولت این است که وظایف خود را انجام دهد.» وی متذکر می شود: «رویکرد دو کاندیدای هم نظر در ارتباط با بحث یارانه ها، رویکرد اعانه دادن و به نوعی پرداخت به مردم جهت تامین زندگی هست، ولی اقتصاد را نمی شود با اعانه اداره کرد.»

یک کارشناس اقتصادی می گوید: «واقعیت انتخابات نشان می دهد که اصلا ورود در این انتخابات، عالمانه نیست و بعضی کاندیداها متوجه نیستند که می خواهند یک کشوری را اداره

آنچه در ادامه می خوانید، مشروح گفت وگو با سعید شیرکوند، اقتصاددان در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین است.

***

* با نزدیک شدن به موعد انتخابات، بعضی از نامزدهای انتخاباتی با اتخاذ رویکردی پوپولیستی و دادن وعده های عوام پسند همچون سه برابر کردن یارانه های نقدی، اشتغال 5 میلیون نفر و وعده های مسکنی تلاش در زیاد کردن سهم خود از سبد آرا دارند. شما فرجام این وعده ها را چه می دانید؟

به نظر من، صحبت های کاندیداها را از دو منظر می شود مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. یک توصیه این است که به طور کلی در کشور ما بعضی از حوزه های علم، هنوز به عنوان علم پذیرفته نشده اند و نگاه به مسایل آن حوزه هیچ گاه علمی نبوده هست، بنابراین کسانی که در آن حوزه ها حضور پیدا می کنند، به خود اجازه می دهند راجع به هر مساله ای، هر چه به ذهنشان می رسد، بیان کنند. چون سخن ارزش علمی نیست که نقدپذیر و قابل راستی آزمایی باشد. همین طوری یک سری وعده ها را می دهند و جلو می روند. چون فکر می کنند که باید بگویند و بروند.

کشورداری را با عوام‌داری اشتباه گرفته‌اند / شیرکوند

شما اگر دقت کنید، در حوزه پزشکی و جراحی هیچ کس همین طوری ورود نمی کند و هیچ کسی هم کار جراحی را به دست یک پرستار یا پزشکیار نمی دهد. چون می دانند جراحی یک علم است و جهت خود چارچوب و حساب و کتاب دارد. یا فرض کنید، بلندمرتبه سازی در معماری یک علم هست. هیچ کس حاضر نیست پول خود را به دست هر کسی بدهد که جهت او برج 30 طبقه بسازد. چون می داند برج 30 طبقه یک چارچوب های تعریف شده است دارد. این چارچوب های تعریف شده است در قالب دانشگاه ها و کتاب های علمی قابل ارزیابی و بررسی هست. ولی در حوزه اقتصاد، کسی قبول ندارد که اقتصاد یک علم است و به همین دلیل، افراد به خود اجازه می دهند آرزوی بزرگ های خود را بگویند، در حالی که اصلا در آرزوی بزرگ ها و آرزوها بین اقتصاددانان اختلاف نظر نداریم. کسانی که در حوزه اقتصاد صحبت کرده اند، همه گفته اند باید اشتغال کم شود، درآمد افراد اوج رود و فقر ریشه کن شود. همه این نظر ها یکسان هست. آنچه که در حوزه اقتصاد، بحث را علمی می کند، این است که بگویید چگونه می خواهید اشتغال ایجاد کنید؟ در چه بخشی، با چه مکانیزمی و چه چارچوبی؟

حالا اگر همین بحث به انتخابات امروز کشور عزیزمان ایران مرتبط بدانیم – البته نه تنها انتخابات کنونی، در گذشته هم این چنین بوده است- می بینیم هر کسی کاندید می شده، فکر می کرده اقتصاد یک حوزه علمی نیست و همین طوری یک چیزی می گفته و خطابه ای غراتر از دیگری بیان می کرده و تمام می شده است هست. مثالی می زنم. یک ترم آشنا شده است در اقتصاد وجود دارد و این که کسی که قرار است با فساد مبارزه کند، یک چارچوب و ضوابط و مکانیزمی را باید دنبال کند. به همین علت کشورهایی که توسعه یافته هستند و اقتصاد را به عنوان علم قبول دارند، با فساد مبارزه و آن را ریشه کن کرده اند. ولی کسی که علمی به فساد نگاه نمی کند، همین طوری راجع به آن صحبت می کند. جهت مثال، می گوید من فساد را ریشه کن می کنم، اسم همه مفسدان در جیب من است و…

یک کارشناس اقتصادی می گوید: «واقعیت انتخابات نشان می دهد که اصلا ورود در این انتخابات، عالمانه نیست و بعضی کاندیداها متوجه نیستند که می خواهند یک کشوری را اداره

پس یک منظر این است که بعضی از کاندیداها، اقتصاد را علم نمی دانند. بنابراین راجع به آن غیرعلمی حرف می زنند و حرف های غیرعلمی هم قابل نقد نیست.

* یعنی شما معتقدید پشت این وعده ها هیچ تحلیلی وجود ندارد؟

کشورداری را با عوام‌داری اشتباه گرفته‌اند / شیرکوند

دقیقا.

* بعد مشاوران اقتصادی آنها کجا هستند؟

شاید مشاوران این کاندیداها یا احساس می کنند نباید در این حوزه ها دقیق وارد شوند، یا مشاوران خوبی گزینش نکردند. ببینید، آقای قالیباف ادعا کرده در کشور عزیزمان ایران جامعه ای ایجاد شده است که 4 درصد برخوردار و زالوصفت هستند و از همه امکانات متنعم شدند و 96 درصد نیز بیچاره و بدبخت و حاشیه نشین هستند.

اصلا قبل از این که این گزاره را نقد و بررسی کنیم که چه اهانت بزرگی به نظام جمهوری اسلامی هست، پرسش مهم من این است که چگونه این 4 درصد و 96 درصد به دست آمده است؟ کدام کار پژوهشی و در کدام موسسه پژوهشی و دانشگاه صورت گرفته است.

* این حرف، حتی عنوان دهک بندی های جامعه را هم زیر پرسش می برد.

من می خواهم بگویم این حرف هیچ پایه ای ندارد. حالا ایشان گفته 4 درصد و 96 درصد. یک نفر دیگر هم می تواند بگوید 7 درصد و 93 درصد. تفاوتی وجود ندارد. آقای قالیباف و تیم مشاور ایشان می خواهد بگوید این حرف غلط است؟ ما هم می گوییم حرف شما غلط هست. می خواهند بگویند 7 و 93 درصد را از کجا آوردید؛ ما هم می توانیم بگوییم این اعداد را از کجا آوردید. یعنی می خواهم بگویم هنگامی که به عنوان علمی نگاه نمی شود، فکر می کنید مجاز هستید همین طوری آمار بدهید.

این در حالی است که شما هنگامی که دکتر می روید و دکتر می گوید چربی خون شما اوج رفته هست، تا به او بگویید چرا؟ می گوید چربی خون بالای شما را آزمایش نشان می دهد. حالا ما به علت این که اقتصاد را علم نمی دانیم، به خودمان اجازه دهیم در این حوزه هر چه دلمان می خواهد، بگوییم. نتیجه اش این می شود که در عمل نیز هیچ نتیجه ای نمی گیریم. یعنی هیچ گره ای از کار اقتصاد باز نمی شود. ما هنگامی که از اساس یک رویکرد غیرعلمی داشته باشیم، تا آخر هم نتیجه های غیرعلمی را شاهد خواهیم بود.

از سوی دیگر، می گویند 5 میلیون شغل ایجاد می کنیم. پرسش این است که چطور فهمیدید این قدر شغل ایجاد می کنید؟ در چه بخشی؟ در بخش خدمات؟ در بخش کشاورزی یا پتروشیمی؟

* عنوان شده است با پتروشیمی یک میلیون تنی، 200 هزار شغل مستقیم و 400 هزار شغل غیرمستقیم ایجاد می شود.

خب اگر قرار است هر یک میلیون تن تولید پتروشیمی این قدر اشتغال ایجاد کند، بعد پایه اش را باید یک جا ببینیم. ولی این حرف ها غیرعلمی است.

موضوع این جاست که این افراد انتخابات را یک بازاری تلقی می کنند که عده ای در این بازار خریدار کالا هستند. این ها به علت این که فکر می کنند خریدار کالا قدرت تشخیص کالاهای مهم را از بدل ندارد، بنابراین می شود هر جنسی را در این بازار عرضه کرد. قانون کپی رایت و برند هم که حاکم نیست، چون کسی با شما جهت این که برند را تقلب کرده اید، کاری ندارد. بعد شما می توانید نوع تقلبی عالی ترین برند را هم در بازار ببینید.

واقعیت انتخابات نشان می دهد که اصلا ورود در این انتخابات، عالمانه نیست و بعضی کاندیداها متوجه نیستند که می خواهند یک کشوری را اداره کنند. هنگامی که یک فرد می خواهد کشوری را اداره کند، در وقت کاندیداتوری و اعلام رسمی مواضع خود و استفاده از ابزارهایی جهت اظهارنظرها، باید برنامه های دقیقی را عرضه و بیان کند.

* به نظر می رسد بعضی از کاندیداها دنبال این هستند که با یک سری تعرفه ها، رأی مردم را بخرند. این واکنش‌ها چه آسیبی در حوزه اقتصاد خواهد داشت؟

این به همان مساله ای برمی گردد که راجع به فروش کالا گفتم. من البته چنین باوری ندارم. من اعتقاد دارم مردم کشور عزیزمان ایران قدرت تشخیص کالای خوب از بد را دارند. من به جِد اعتقاد دارم مردم کشور عزیزمان ایران کالای اصل را از بدل تشخیص می دهند. من یقین دارم مردم قدرت غربالگری دارند و می فهمند کدام حرف عالمانه است و کدام حرف عالمانه و علمی نیست. قطعا مردم کشور عزیزمان ایران هر صحبت اغواکننده ای را به صرف این که یک بهشت موعودی را می خواهند عرضه کنند، نمی پذیرند. بنابراین نتیجه انتخابات قطعا نشان خواهد داد که این گونه حرف های بدون اساس و تجزیه و تحلیل و حتی غیرعلمی موجب نمی شود که مردم کشور عزیزمان ایران فریب صحبت های غیرعلمی را بخورند.

* ما به هرحال باید موضع خود را مشخص کنیم که می خواهیم کدام کشور باشیم. کره شمالی یا مالزی؟ اصلاحات اقتصادی وقت می خواهد و تمام برنامه هایی که تاکنون از سوی بعضی کاندیداها اعلام شده، برنامه بلندمدتی نبوده است.

ببینید، اصلا فرآیند این انتخابات موجب شده است که بازیگران انتخابات دچار یک تشخیص نادرست از واقعیت شوند. به طور قطع در کشور ما فساد وجود دارد و همه مردم نیز از فساد ناراضی هستند. همه مردم ما می خواهند فساد از بین رود. همه مردم کشور عزیزمان ایران از رانت ناراضی هستند و می خواهند رانت از بین رود. همه مردم ما معتقدند که بیکاری بنیان خانواده ها را با خطر جدی روبه رو می کند، اخلاق را به چالش می کشاند و باید جهت اشتغال کاری کرد. ولی همه هم می دانند با یک دستمال کثیف نمی شود شیشه را پاک کرد.

شما امروز با هر کسی صحبت کنید و بپرسید در میان تمام نهادها و دستگاه ها، بیشترین اتهام در حوزه فساد به کدام دستگاه وارد هست؛ به طور قطع انگشت را به سمت شهرداری می برند. شما اگر بپرسید بیشترین رانت و ثروت اندوزی یا بیشترین خاص ذلت و شکاف طبقاتی در کدام حوزه ها ایجاد شده، می گویند کسانی که در بخش مسکن و ساخت وساز شهری و شهرداری کار می کنند، به این ثروت بادآورده رسیدند یا از این خاص ذلت ها برخوردار بودند. یقینا کسی که 12 سال شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران بوده و بیشترین حجم ساخت وسازها و خاص ذلت ها و ارتباطات شائبه دار در مورد فساد در دوره او صورت گرفته، هیچ گاه نمی تواند علم دار این باشد که من می خواهم با فساد مبارزه کنم. ممکن است ادعا کند، ولی قطعا به دل مردم نمی نشیند. قطعا تمام کسانی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران و یا شهرهای دیگر زندگی می کنند، درکی از مدیریت شهرداری و نوع هزینه کرد و مدیریت شهرداری دارند. بنابراین نمی توانند به آسانی بپذیرند که با صدای بلندتری یک کسی بگوید می خواهم با فساد مبارزه کنم. چون هیچ نشانه ای در کارکرد او در برابر با فساد دیده نمی شود.

* البته مبارزه با فساد هر لحظه در حد شعار باقی می ماند؛ همان طور که در دوره احمدی نژاد، مبارزه با فساد فقط در حد اعلام این که اسامی مفسدان در جیب من هست، باقی ماند.

به خاطر این که آقای احمدی نژاد فساد را نمی شناخت. او نمی خواست با فساد علمی برخورد کند. او از یک ابزار فساد جهت فریب مردم و جهت دل بردن از مردم استفاده کرده بود تا مردم را با خود همراه کند. اگر آقای احمدی نژاد می خواست با فساد مبارزه کند، 8 سال رییس جمهور کشور بود و به اندازه کافی اختیار داشت و می توانست با تمام این موارد برخورد کند. حتی امروز این پرسش از آقای رئیسی به عنوان یک کاندیدا مطرح است که 10 سال رییس شرکت بازرسی کل کشور بوده و تمام اختیارات را داشته اند؛ آن هم در دورانی که نظام اداری و اجرایی کشور متهم ترین دوران به فساد هست. اگر شما واقعا قدرت مبارزه با فساد را داشتید، یا اگر توانمندی مبارزه با فساد را داشتید و یا اگر ابزارهای مبارزه با فساد را می شناختید، در آن 10 سال چه کسی مانع شما بود؟! ضمن این که ایشان در همان دوره در قوه قضاییه هم صاحب نفوذ بود. یعنی تمام ابزارها را در اختیار داشته است.

این جاست که من می گویم با اقتصاد علمی برخورد نمی کنند و فقط فروشنده کالاهایی هستند که فکر می کنند خریدار دارد. آقای رئیسی در یکی از صحبت های خود می گفت یکی از پرسشها جدی حاشیه نشین های شهرها این است که منزل های آنها سند ملکی ندارد. صدور سند ملکی در اختیار قوه قضاییه بوده و ایشان معاون اول قوه قضاییه بوده هست. دیگر صدور سند ملکی به دولت ارتباطی ندارد. هنگامی که ایشان راجع به این مسئله حاشیه نشین ها سخن می گوید، این پرسش مطرح می شود شما که زمانی در قوه قضاییه بودید و مسوولیت داشتید، آیا با این مسئله برخورد نکردید.

به نظر می رسد امروز تلقی همه این است که خریداران این کالا، افراد فاقد بینش و افرادی هستند که فقط احساس درد می کنند. و این ها با بیان این که درمان دردتان دست ماست، به عرضه این داروها به عنوان راه حل اعتماد می کنند. ولی من به شعور مردم زیاد از این ها اعتماد دارم.

* به نظر شما پرداخت یارانه 150 هزار تومانی، سیاستی ضد اقتصاد مقاومتی نیست؟

ببینید، اصلا رویکرد هر دو کاندیداهای هم نظر در ارتباط با بحث یارانه ها، یعنی آقای قالیباف و آقای رئیسی، رویکرد اعانه دادن و به نوعی پرداخت به مردم جهت تامین زندگی هست. در حالی که اصلا اقتصاد را نمی شود با اعانه اداره کرد. حالا به روشی نیز اشتباه های زیادی در آن وجود دارد. هر دو کاندیداها معتقدند که ما به سه دهک اول می خواهیم سه برابر یارانه بدهیم. به سه دهک اول که می خواهند یارانه بدهند، یعنی به 24 میلیون نفر می خواهند یارانه بدهند و حداقل یارانه 6 دهک را قطع کنند.

* ولی نگفتند یارانه ای را قطع می کنیم.

وقتی که قرار است به سه دهک اول یارانه سه برابر بدهید، جهت منابع آن باید از یک جایی پول بیاید. اگر می خواهند یارانه 6 دهک دیگر را قطع کنند، اعلام کنند و بگویند به 48 میلیون نفر یارانه نمی دهیم و فقط به آن سه دهک یارانه می دهیم. اگر قرار باشد همین سطح از یارانه بماند، پرسش جدی تر این است که اصلا در کشور عزیزمان ایران و در شرایط فعلی ابزار تفکیک دهک ها وجود دارد؟ با چه مکانیزمی آقای قالیباف و آقای رئیسی می خواهند متوجه شوند که آقای X یا زن Y جزو کدام دهک هستند. اصلا در کشور ما بانک اطلاعاتی دقیقی در این زمینه ها وجود ندارد.

اگر قرار است همین مقدار یارانه داده شود، بعد باید بگویند یارانه 50 میلیون نفر را قطع می کنیم و به 24 میلیون نفر یارانه سه برابر می دهیم. اگر قرار است به گروه بیشتری یارانه بدهند، باید بگویند پول آن را از کجا می خواهند بیاورند. بالاخره هنگامی که قرار است یک پولی را پرداخت کنید، باید منابع آن از یک جایی تامین شود.

* ولی محل تامین آن تاکنون اعلام نشده است.

محل تامینی ندارد. محل تامین آن، درآمدهای عمومی دولت هست. درآمد عمومی دولت در سال های گذشته موجب شده است که دولت پروژه های عمرانی بسیاری را نتواند اجرا کند. ما هم مخالف این نوع پرداخت یارانه هستیم. نه تنها ما، هر فردی که الفبای اقصاد را بداند، می داند یارانه یعنی پرداخت انتقالی. یارانه در همه کشورهای دنیا هم هست. از یک عده یارانه می گیرند و به یک عده می پردازند. چون همه کشورها پول نفت ندارند. مگر انگلیس و استرالیا پول نفت دارند؟ در این کشورها نیز یک دهک هایی ضعیف و یک دهک هایی غنی هستند. از دهک های غنی می گیرند و به دهک های ضعیف می پردازند. این هم حساب و کتاب و حد و نصاب تعریف شده است ای دارد. منتها این جا اصلا قرار بر این نیست که متری وجود داشته باشد. یک مسابقه هست، چون تلقی ارزش این است که شنونده فاقد شعور و درک و قدرت تشخیص هست. بنابراین می گویند ما هر چه اغواکننده تر وعده بدهیم، نسبت به ما تمکین بیشتری خواهند داشت. البته من اصلا چنین چیزی را در شأن ملت کشور عزیزمان ایران نمی دانم و یقین هم دارم در این انتخابات وظیفه به این رویکرد مردم مشخص می شود.

این که فکر کنیم مردم قدرت تشخیص و فهم مسایل را ندارند و هر که به هر ترتیب و هر ترفندی قدرت این را دارد که مردم را فریب دهد، به نظر من این انتخابات وظیفه عنوان را معلوم می کند. البته این را رد نمی کنم که یک سری از دهک ها در جامعه ما هستند که واقعا به یارانه نیازمند هستند. واقعا حق این است که این افراد یارانه بیشتری دریافت کنند. این را اصلا دولت رد نمی کند. ولی پرسش این است که یارانه 250 هزار تومان را با چه منطقی محاسبه کرده اند؟! این اعداد مفقود هست. همین طوری گفته اند یارانه 250 هزار تومانی می دهیم. اتفاقا می شود این پرسش را پرسید شما که قرار است 250 هزار تومان یارانه بدهید، آیا 500 هزار تومان یارانه نمی دهید؟!

* به نظر شما اگر وعده ای که آقای قالیباف دادند و ماهانه 150 هزار تومان یارانه به یارانه بگیران پرداخت شود، آن وقت با چه اقتصادی روبه رو خواهیم بود؟

این از آن مواردی است که اصلا اتفاق نمی افتد. اصلا شدنی نیست. مثل این می ماند که شما بگویید یک فرد 30 کیلویی می خواهد 300 کیلو وزنه بزند. بالاخره درآمدهای کشور معلوم هست. دولت چند روش درآمدی دارد و از چند ابزار جهت کسب درآمد استفاده می کند. یک راه درآمدی نفت است که مقدار صادرات نفت و قیمت جهانی نفت مشخص هست. یک راه درآمدی نیز مالیات هست. درآمد مابقی بخش ها عددی نمی شود. دولت بابت خدماتی که به جامعه می دهد، درآمد کسب نمی کند. اگر هم درآمد کسب کند، عددی نمی شود. بعد کل درآمد دولت یا مالیات و یا پول نفت است.

نکته دیگر این است که ما در اقتصاد، زیاد کردن درآمد و هزینه را با درصد می گوییم. این که می گویند یارانه را سه برابر می کنیم، حرف غیرعلمی ای هست. ما به طور میانگین در سال حدود 40 هزار میلیارد تومان یارانه پرداخت می کنیم. اگر این رقم را دو برابر کنیم، 80 هزار میلیارد تومان می شود. اگر سه برابر کنیم، 120 هزار میلیارد تومان می شود.

* وزیر اقتصاد یک زمانی از شب مصیبت عظمای دولت در هنگام پرداخت یارانه ها صحبت می کرد.

ایشان درست می گوید. ما هر ماه 3 هزار و 200 میلیارد تومان یارانه می دهیم. شاید 50 درصد این رقم به نشانه اصابت می کند. از همان ابتدا دولت گذشته یک مسیر غلطی را دنبال کرد و حالا 72 میلیون نفر یارانه می گیرند. این نشان می دهد که مسیر گذشته غلط بوده هست. حالا ما هم بیاییم و مسیر گذشته را تکرار کنیم؟

برخی از دوستان متاسفانه کشورداری را با عوام داری اشتباه گرفته اند. کشورداری یک مقوله هست، عوام داری یک مقوله هست. دولت که بنا ندارد جهت مردم دلبری کند. بنای دولت این است که وظایف خود را انجام دهد. مگر چند درصد جامعه ما، نگاه عوامانه دارند؟ این یک باور غلط است که فکر می کنند مردم عوام هستند.

من یک زمانی گفتم یارانه مسیر غلطی را طی کرده هست. ما باید یک مکانیزمی را از روی خوداظهاری جلو برویم و اعلام کنیم یارانه مربوط به نیازمندان کشور است و هر که نیازمند هست، بگوید من نیازمند یارانه هستم. ولی آیا الان یارانه ها تحمل می کنیم و کسی هم حاضر نیست دیوار یارانه ها را بکشد؟

واژه های کلیدی: ایران | اقتصاد | یارانه | اقتصاد | اقتصادی | انتخابات | یارانه بگیر | پرداخت یارانه | نتیجه انتخابات | نامزدهای انتخاباتی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs