Notice: Function wp_deregister_script was called incorrectly. Scripts and styles should not be registered or enqueued until the wp_enqueue_scripts, admin_enqueue_scripts, or login_enqueue_scripts hooks. This notice was triggered by the wp-embed handle. Please see Debugging in WordPress for more information. (این پیام در نگارش 3.3.0 افزوده شده است.) in /home/whjitxqa/public_html/wp-includes/functions.php on line 6131
رابطه‌ام را با زن صیغه‌ای‌ام قطع کردم و با دخترعمویم ازدواج کردم، حالا می‌گوید ایدز داشته / مرد جوان – فقیر – بیچاره انجمن ایران فرهنگ اسلامی

فقیر – بیچاره انجمن ایران فرهنگ اسلامی

فقیر – بیچاره: انجمن ایران فرهنگ اسلامی افغانستان افغانستان خانه ادبیات افغانستان جایزه ملک الشعرا بهار

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز اخبار حوادث رابطه‌ام را با زن صیغه‌ای‌ام قطع کردم و با دخترعمویم ازدواج کردم، حالا می‌گوید ایدز داشته / مرد جوان

خرید و دانلود

برای آزمایش‌های استخدامی به آزمایشگاه رفته بودم. سهیلا هم جهت آزمایش خون آمده بود و می‌گفت دریافت یک پروانه‌کسب مغازه چه الم‌شنگه‌ای دارد.

مرد جوان: رابطه ام را با زن صیغه ای ام قطع کردم و با دخترعمویم ازدواج کردم، حالا می گوید ایدز داشته

عبارات مهم : آزمایش

برای آزمایش های استخدامی به آزمایشگاه رفته بودم. سهیلا هم جهت آزمایش خون آمده بود و می گفت دریافت یک پروانه کسب مغازه چه الم شنگه ای دارد.

رکنا نوشت:آن روز او را با ماشین تا نزدیکی منزل ارزش رساندم. لبخندهای شیطانی اش دلم را لرزاند و اسیر هوا وهوس شدم.

سهیلا می گفت مطلقه است و از من می خواست از نظر عاطفی زیاد هوایش را داشته باشم. او را به عقد موقت خودم درآوردم. به طورپنهانی در ارتباط بودیم.

رابطه‌ام را با زن صیغه‌ای‌ام قطع کردم و با دخترعمویم ازدواج کردم، حالا می‌گوید ایدز داشته / مرد جوان

من در یک شرکت دولتی استخدام شدم و مجبور بودم به خاطر شرایط شغلی ام از مشهد بروم.سهیلا هر دو پایش را توی یک کفش کرده بود و می گفت باید او را همراه خود ببرم.اصلا شرایطم را درک نمی کرد. من از او خداحافظی کردم و راهی شهر غربت شدم. مدتی گذشت، با دخترعمویم ازدواج کردم.احساس تنهایی و غربت آزارم می داد و به همین خاطر بعد از سه ماه، زندگی یکسان خود را شروع کردم.سهیلا که می دانست کجا کار می کنم، شماره محل کارم را پیدا کرده بود و دم به ثانیه زنگ می زد.از وحشت آبرویم با او تماس گرفتم، می گفت قصد خودکشی دارد و در نامه ای می نویسد که من عامل این بدبختی اش هستم. مزاحمت های آزاردهنده اش دوباره شروع شد و این آخرهای می گفت که ایدز دارد و… .

دچار وحشت شده است بودم که هرگز من هم آلوده شده است باشم. دیوانه ام کرده بود، بالاخره حرفش را زد و حالا ١٠میلیون تومان پول می خواهد تا دست از سرم بردارد. حالا همسرم نیز متوجه عنوان شده است است.

برای آزمایش‌های استخدامی به آزمایشگاه رفته بودم. سهیلا هم جهت آزمایش خون آمده بود و می‌گفت دریافت یک پروانه‌کسب مغازه چه الم‌شنگه‌ای دارد.

واژه های کلیدی: آزمایش | ازدواج | آزمایش خون | آزمایشگاه | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار

Notice: ob_end_flush(): Failed to send buffer of zlib output compression (1) in /home/whjitxqa/public_html/wp-includes/functions.php on line 5481

Notice: ob_end_flush(): Failed to send buffer of zlib output compression (1) in /home/whjitxqa/public_html/wp-includes/functions.php on line 5481

Notice: ob_end_flush(): Failed to send buffer of zlib output compression (1) in /home/whjitxqa/public_html/wp-content/plugins/really-simple-ssl/class-mixed-content-fixer.php on line 107